تبليغاتX
روان شناسی

روان شناسی

ما می ناب به نقد عافیت داده ایم خارو خس وجود به سیلاب داده ایم

 

خدا

خدا یعنی سجود قطره بر خاك

خدا یعنی ركوع برگ در باد

خدا یعنی تشهد های باران

همان وقتی كه گل را آب می داد

خدا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 11:22 بعد از ظهر  توسط صلاح الدین  | 

 

Rain]

حال من؟!

حال من حال بی حالیست٬حال درد و دل های پوشالیست٬حال مستی در خیال خام خوب بودن٬خیال خالی از او در کنار او بودن٬حال در حال خماری حال خواستن با دستهای خالی٬خالی از هر حال و از هر خیالی٬حال سرحال بودن در فضای بی خیالیست.

حال من...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 8:40 بعد از ظهر  توسط صلاح الدین  | 

 

روزی روزگاری پادشاهی چهار همسر داشت. او عاشق و شیفته ی همسر چهارمش بود. با دقت وظرافت خاصی با او رفتار می کرد و او را با جامه ها ی گران قیمت و فاخر می آراست و به او بهترین ها هدیه می کرد. همسر سومش را نیز بسیار دوست می داشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسایه فخر فروشی می کرد. اما همیشه می ترسید که مبادا او را ترک کند و نزد دیگری رود. همسر دومش زنی قابل اعتماد مهربان صبور و محتاط بود. هرگاه که این پادشاه با مشکلی مواجه می شد به او اعتماد می کرد و او نیز همسرش را در این مورد کمک می کرد. همسر اول پادشاه شریکی بسیار وفا دار و صادق بود و سهم بزرگی در حفظ و نگهداری ثروت وحکومت همسرش داشت. او همسرش را از صمیم قلب دوست می داشت. اما پادشاه به ندرت متوجه این موضوع می شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 7:7 بعد از ظهر  توسط صلاح الدین  | 

روابط بین فردی

 

 

پنج فاکتور اصلی در شکل گیری روابط بین فردی موثر هستند:

جذابیت جسمانی ، مجاورت ، تشابه نگرشها ، شباهت جمعیت شناختی و تشابه شخصیتی . 

به نظر می رسد ،  معیارهای جذابیت بین افراد تقریبا مشابه است . گر چه مسائل فرهنگی نیز بر آن بی تاثیر نیست . اما کلیتهای مشابهی نیز وجود دارد . به عنوان مثال زنانی با چشمان نسبتا درشت و بینی کوچک و چانه ی ریز حذاب به نظر می رسند .

گاهی اوقات توصیف ما از دیگری تحت تاثیر یک صفت او قرار می گیرد . به عنوان مثال ، تحقیقات نشان داده که زنان و مردان - هر دو - افراد که چهره ی جذابی دارند ، متین ، اجتماعی ، جالب ، مستقل و مهیج می دانند ،حتی اگر انها چنین نباشند . به چنین پدیده ای اثر هاله ای می گویند.

 
البته طبق نظریه ی همتایی ما جذابترین فرد را انتخاب نمی کنیم بلکه به فردی گرایش داریم که از نظر میزان جذابیت شبیه ما باشد
.
 البته ممکن است جذابیت هر دو فرد در یک زمینه نباشد ، به عنوان مثال یک زن زیبا ممکن است مردی را انتخاب کند که از نظر هوش یا ثروت جذاب باشد.

اما چرا این گونه است ؟ چرا ما به افرادی گرایش داریم که جذابیت ظاهری نسبتا یکسانی با خودمان داشته باشند ؟  در مطالعه ای دو دلیل مطرح شد ؛ نحست ترس از طردشدن ( فرد جذاب ممکن است پیشنهاد دیگری را رد کند ) و دوم ضرورت حفظ توازن در رابطه .

با توجه به افزایش روزافزون کلاسهای بدنسازی و لاغری ، سالن های زیبایی به نظر می رسد در دنیای امروز جذابیت ظاهری و خصوصا جذابیت جنسی یکی از دغدغه های اصلی و اساسی بسیاری از نوجوانان و جوانان باشد  . چرا چنین است ؟؟؟؟؟؟

یکی دیگری از فاکتورهای رابطه مجاورت است . منظور از مجاورت ، نزدیکی فضاهای فیزیکی است . به عنوان مثال ، کارمندان  یک بخش بیشتر با هم در ارتباط هستند . اما ، این فرضیه در عصر ارتباطات و دنیای اینترنت کاربردی ندارد . چرا که تمامی فاصله ها  یا سرعت نور پیموده می شود و منظور از دیدار نه آن ملاقات با حضوری فیزیکی که حضوری مجازی است . از این رو ، من آنجا در کنار توام و تو اینجا در کنار من ! و این مجاورت مجازی  است ! 

یکی دیگر از عوامل، شباهت در  نگرشها است البته در جایی که نگرش ها مهم باشند !

تحقیقات نشان داده اند که تشابه متغیرهای  جمعیت شناختی مانند سن ، جنس و طبقه ی اجتماعی نیز در شکل گیری ارتباط موثر هستند .

از دیگر عوامل ، شباهت در شخصیت است . اما وینچ  نظریه ی جذب متضاد را مطرح کرد . وی بر این عقیده بود که زوجها با نیازهای مکمل خوشحال تر هستند . به عنوان مثال ، اگر فرد مستبد با فردی مطیع ازدواج کند ، هر دو نیازهایشان برآورده خواهد شد .می توان  فرضیه ی وینچ را به زبان اریک برن نیز مطرح کرد . به عبارت دیگر ، جور بودن بازی های طرفین ارتباط را شکل می دهد و هر چه بازی ها جور تر باشد پایداری بیشتری خواهد بود !


اما این پرسش همچنان باقی است که
 تشابه - نگرش ، جمعیت شناختی یا تضاد کدامیک تعیین کننده تر است و چرا ؟ 

یکی دیگر از فیلترهای مهم نیازهای هیجانی است . در واقع توانایی افراد در ارضای نیازهای یکدیگر بهترین پیش بینی کننده ی ادامه ی ارتباط می باشد اما این نیازها اگر مبتنی بر سلامت روان شناختی نباشد امکان رشد را فراهم نمی کند . به عنوان مثال ، رابطه ی بین دو فرد سلطه پذیر و سلطه جو گر چه می تواند پایدار باشد اما موجب رشد و خودشکوفایی طرفین نمی شود .

آنچه تا به حال مطرح شد ، عوامل موثر در شکل گیری ارتباط بودند اما پرسش اینجاست که آیا همین عوامل هم در پایداری ارتباط نقش دارند ؟ و یا پایداری  مقوله ای متفاوت با شکل گیری است؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 1:0 بعد از ظهر  توسط صلاح الدین 

 

پارادایم

 

در طول تمدن بشری، مقاطعی از تاریخ هستند که به دلیل انباشت پیشرفت‌های پیشینه بشر، "انگاره‌ها" یا "پاردایم‌های" گذشته جوابگوی نیازهای علمی،اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی او نیستند. در این برهه‌های تاریخی است که شاهد تحولات شدید در جوامع انسانی هستیم و بروز پدیده‌ای که در زبان علمی "دگرگونی انگاره" یا "پارادایم شیفت" می‌نامند.

واژه پارادایم شیفت را اولین بار توماس کوهن در تبیین چگونگی تحولات در علوم بکار برده است. وی پیشرفت در علوم را در قالب این پدیده تشریح می‌کند و اظهار می‌دارد که هرگاه در یک علم چارچوب پذیرفته حاکم جوابگوی سوالات مطروحه در آن زمینه علمی نباشد پدیده پارادایم شیفت اتفاق می‌افتد و آن علم وارد چارچوب وسیع تری می‌شود که بتواند پاسخی برای پرسش‌های موجود داشته باشد. برای مثال در علم هندسه زمانی که پارادایم یا انگاره حاکم بر هندسه مسطحه جوابگوی پرسش‌هایی که بعد سومی را می‌طلبید، نبود پارادایم شیفتی در این علم پدید آمد و هندسه فضایی مطرح گردید.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که دگرگونی‌های بنیادین از این دست در زندگی آدمی در هزاره اول، هر هزار سال اتفاق می‌افتاد ، در هزاره دوم، بشر هر صد سال شاهد این پدیده بوده است و اما پیش‌بینی می‌شود که در هزاره سوم هر ده سال یک پارادایم شیفت در زندگی ما روی می‌دهد. آگاهی از این مطلب از این رو قابل توجه است که در هر یک از این دگرگونی‌های بنیادین لازم است که ما در انگاره‌های خود تجدید نظر کنیم. که اگر چنین نکنیم گیج و مبهوت، درمانده از تفسیر رویدادهای پیرامونمان شده، توان استفاده از فرصت‌ها را ازدست داده و مغلوب تهدیدات خواهیم بود.

نکته جالب این که پیروزان تاریخ زنان و مردانی بوده‌اند که توانسته‌اند از فرصت‌های بیشمار پیش آمده که از ویژگی‌های این دوران دگرگونی است بهترین بهره‌برداری را کنند. و برعکس بازندگان آنانی بوده‌اند که در چمبره رخوت‌ها گرفتار آمده و تهدیدات برآمده از تحولات بر آنان چیره گشته است. این بازندگان، دایناسورهای محکوم به نابودی زمانه‌ی خویشند.

پیتر دراکر، پدر مدیریت مدرن، در این خصوص به مدیران امروز هشدار می‌دهد که:

"هر چند سال یکبار تحولی شدید اتفاق می‌افتد. انسان از گسلی می‌گذرد. ظرف دو سه دهه آینده جامعه آرایش خود را: نگاهش به جهان، اصول پایه‌اش، ساختار اجتماعی و سیاسیش، فن و هنرش، نهادهای عمده‌اش را تغییر می‌دهد. پنجاه سال بعد دنیایی می‌بینیم به کلی جدید. کسانی که پس از تحول زاده شده‌اند نمی‌توانند دنیایی را که پدر برزگ‌ها و مادر بزرگ‌ها در آن زندگانی کرده‌اند، حتا دنیای را که پدر و مادر خودشان در آن زاده شده‌اند مجسم کنند. اما دگرگونی‌های بنیادی این زمانه، پدیده‌هایی که سی سال پیش دیدنی بود، رفته فته به مرحله‌ای می‌رسند که همه‌ی اثر خود را نمایان کنند. این واقعیت ها شالوده‌ی تجدید ساختار کسب و کار در جهان می‌شود.

+ نوشته شده در  جمعه دهم فروردین 1386ساعت 10:27 قبل از ظهر  توسط صلاح الدین 

 

يونگ

 jung- یونگ

 

يونگ در سال 1875 در سوئيس متولد ودر سال 1961 وفات يافت. او در خانه اي به دنيا آمد كه پدر و هشت عموي وي كشيش بودند. او از پدر ضعيف و بي اراده خود رنج مي ربد و مادري بد شكل و بد قيافه داشته است كه از وي خوشش نمي آمد. او بعد ها اين نظريه فرويد را كه هر پسر بچه اي نسبت به مادرش اشتياق جنسي دارد را رد كرد.

دوستان وي او را هيولاي غير اجتماعي مي ناميدند و عمدتا از ساير كودكان كناره گيري مي كرد. او بي اعتماد نسبت به پدر و مايوس از مادر او را از دنياي بيروني و واقعيت هشيار جدا و به سوي درون و دنياي ناهشيار كشانده بود، دنياي روياها ، پندارها و خيالپردازي ها كه در آن احساس امنيت مي كرد. وي هر زماني كه با مشكلي روبرو مي شد از طريق رويا وپندارهاي خويش سعي در پيدا كردن راهي براي آن بود.

يونگ در 38 سالگي يك بحران روان رنجوري را تجربه كرد كه به مدت 3 سال به طول انجاميد كه از آن به عنوان مهمترين سال هاي زندگي خويش ياد مي كند. نظريه او به وسيله داده هايي حاصل از بيماران وي كه تقريبا دو سوم( 3/2) آنها ميانسال بودند، هست. بنابراين تغييرات هيجاني در ميانسالي نقش مهمي از نظريه شخصيت وي محسوب مي شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 11:55 قبل از ظهر  توسط صلاح الدین 

اریک برن

 

 اریک برن-Eric Berne

اریک برن Eric Berne  (1910-1970) ازمشهورترین روانشناسان نظریه پرداز در زمینه روانشناسی روابط بین فردی است که نظریه وی تحت عنوان "تحلیل رفتارمتقابل" (Transactional Analysis) بسیار مورد توجه قرار گرفته و توسط دیگر روانشناسان بسط و گسترش پیداکرده.

لئونارد برن استاين در تاريخ 10 مي 1910 در مونترال كانادا به دنيا آمد. پدرش پزشك عمومي بود و ديويد هيلر برن استاين نام داشت و مادرش سارا گردن نويسنده و ويراستار بود وي همچنين خواهري به نام گريس داشت كه از او , 5 سال كوچكتر بود. والدين او هردو فارغ التحصيل دانشگاه MCGILL بودند. پدر اريك برن در سن 38 سالگي در اثر بيماري سل درگذشت و مادر او براي تأمين معاش خود و كودكانش به شغل ويراستاري و نويسندگي پرداخت و او را تشويق به ادامه حرفه پدرش كرد. برن , موفق به اخذ مدرك دكترا و فوق دكترا از دانشكده پزشكي MCGILL در سال 1935 شد.

سال هاي پيش از جنگ جهانی دوم : برن در بيمارستان انگل وود نيوجرسي ايالات متحده شروع به كار كرد. او دوره كار روانشناسي خود را در سال 1936 در كلينيك روانشناختي مدرسه پزشكي دانشگاه يال آغاز كرد و در آنجا به مدت 2 سال به كار پرداخت. وي در حدود سال هاي 39-1338 يك شهروند آمريكايي شد و نامش را از لئونارد برن استاين به اريك برن تغيير داد. در سال 1940 او به Norwalk رفت و با همسر اولش النور كه از او صاحب دو فرزند شد، ازدواج كرد و در سال 1941 به عنوان روانكاو در مؤسسه روانشناسي نيويورك شروع به كار كرد و از مريدان پل مدرن شد. دكتر برن از سال 1943 تا 1946 در بخش پزشكي ارتش خدمت كرد به دليل درخواست روانپزشكان ارتش در طول جنگ جهاني دوم و از درجه ستواني به درجه سرگردي ارتقاء يافت و مناطق خدمت او شامل : اسپوكن، واشنگتن ، كاليفرنيا، بينگهام و يوتا بود. در طي دو سال بعد او گروه درماني را بر روي بيماران بيمارستان رواني باشنل جنرال تجربه كرد. در سال 1946 از ارتش خارج شد و از همسر اولش نيز طلاق گرفت و به كاليفرنيا بازگشت سپس در سال 1949 با بيوه جواني به نام دروتي دومس ازدواج كرد و از او صاحب 2 پسر شد.در سال 1956 به علت نپرداختن به روانكاوي او را در موسسه روان كاوي نپذيرفتند و در سال 1957 از روان كاوي كناره كشيد و اولين مقاله تحليل تبادلي(TA) را نوشت  در واقع برن نظام تحليل تبادلي را به تدريج طي 10 سال قبل از آن به وجود آورده بود.در دهه 1950 در سميناري نظريه خود را مطرح كرد و 7 نفر از متخصصين نظريه او را نقد كردند. بعد از انتشار چند مقاله، بالاخره در سال 1958، دكتر اريك برن، مقاله‌ي مشهور و تأثيرگذار خود را، با عنوان "تحليل رفتار متقابل: روشي بديع و كارا براي گروه-درماني"، منتشر كرد كه اساس نظريه او شكل يافته بود.دكتر برن , بيشتر مقالات و كتاب هايش را بين سال هاي 1949 تا 1964 نوشت و در همان سال نيز از دروتي جدا شد. دكتر برن در سن 60 سالگي (1970) كتاب مشهور بعد از سلام چه مي _گوييد را به رشته تحرير درآورد. سال‌هاي 1964 تا 1970، سال‌هاي بسيار پركاري براي وي بود. وي در طي همين سال‌ها "انجمن بين‌المللي تحليل رفتار متقابل" (ITAA) را پايه‌گذاري كرد كه امروزه مهمترين مرجع براي علاقمندان اين نظريه است. در 26 ژوئن 1970 اريك برن دچار يك حمله‌ قلبي خفيف شد و سه هفته‌ بعد دومين حمله‌ قلبي هم اتفاق افتاد تا دكتر اريك برن خالق نظريه‌ "تحليل رفتار متقابل" در 15 جولاي 1970، چهره در نقاب خاك كشد. و او را در گورستان پاسيفيك در ال كامرو به خاك سپردند.از آثار وي كه در ايران چاپ شده است مي توان به « ما براي خوشبختي و موفقيت آفريده شده ايم » ، « پس از سلام چه مي گوييد » ،« وضعيت آخر » و « بازي ها » را نام برد .

كتاب « بازي هايي كه افراد را انجام مي دهند» به نظام روان درماني او كمك زيادي كرد. برن اين كتاب را عمدتا براي متخصصاني نوشت كه به تحليل تبادلي علاقه زيادي داشتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 9:44 بعد از ظهر  توسط صلاح الدین 

 

فرويد

 

 Sigmund Freud- فروید

 

فرويد در سال 1856 در چكسلواكي آنروزها و اطريش امروزي به دنيا آمد و در سال 1939 در لندن فوت كرد. وي پدري مستبد و سخت گير داشت و مادري با محبت و حمايتگر و به همين دليل فرويد دلبستگي زيادي نسبت به مادرش پيدا نمود كه زمينه پيدايي عقده اديپ در وي بوده است.

مادرش معتقد بود كه پيشگويي پيرزني مبني بر اينكه فرزندش فرد بزرگي خواهد شد و شهرتش عالم گير مي شود به فرويد منتقل كرد و او را فردي با اعتماد به نفس بالا و بلند پروازي شديد براي كسب موفقيت و آرزوي شهرت و افتخار بار آورده بود.

او از هوش سرشاري برخوردار بود و به زبان هاي عبري،آلماني ، يوناني، انگليسي ، ايتاليايي و اسپانيايي مسلط بوده است.

وي كوكائين را روي خود آزمايش كرد و حداقل 10 سال با اين ماده دست و پنجه نرم كرد. نگرش وي به امور جنسي منفي بوده و معتقد به اينكه عمل جنسي آدمي را تنزل مي دهد زيرا هم بدن و هم ذهن را آلوده مي كند. ظاهرا پرونده جنسي خود را در 41 سالگي بسته است.

او 33 بار تحت عمل جراحي فك و دهان قرار گرفت و سرانجام با رضايت خود و با مشورت دخترش آنا و پزشك خود تن به پايان زندگي داد. نظريه او بيش از هر چيز بر پايه شهودي كه بر گرفته از تجربيات و خاطرات خو وي بوده تدوين شده و اين نظريه زماني پا به عرصه وجود نهاد كه جامعه پزشكي آنروز آنچه كه امروز تحت عنوان پديده روانشناختي خوانده مي شود ، از آن آگاه نبودند و عمدتا تمام اختلالات تحت عنوان اختلالات جسمي تشخيص و درمان مي شدند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم فروردین 1384ساعت 5:13 قبل از ظهر  توسط صلاح الدین